پرده اول
آن زن شلاق خورد.
آن زن با پاهای خودش به زندان رفت و شلاق خورد.
آن زن چادر داشت، نماز میخواند، روزه میگرفت و شلاق خورد.
آن زن وبلاگ می نوشت و شلاق خورد.
آن زن از امیرمومنان نوشته بود و شلاق خورد.
آن زن از حسین ابن علی نوشته بود و شلاق خورد.
آن زن از اجتماع نوشته بود و شلاق خورد.
آن زن حجاب داشت و شلاق خورد.
آن زن مست نبود و شلاق خورد.
آن زن می اندیشید و شلاق خورد.
آن زن از انسانیت نوشته بود و شلاق خورد.
آن زن دل نگران خشونت رها شده در اجتماع بود و شلاق خورد.
آن زن رنگ ِ سیاه ِ چادرش، سبز بود و شلاق خورد.
آن زن به میرحسین ِ محصور رای داده بود و شلاق خورد.
.
.
پرده دوم
آن زن شلاق زد، بر عریانی ستم.
آن زن شلاق زد، بر فریب پنهان.
آن زن شلاق زد، بر ادعای دین داری.
آن زن شلاق زد، بر دروغ و ندانم کاری.
آن زن شلاق زد، بر چارچوب هایِ مریض ِ مرسوم.
آن زن شلاق زد، بر تمام عربده های حکومت داری.
آن زن شلاق زد، بر گرده بی حرمتی به انسان.
آن زن شلاق زد، بر عافیت طلبی ِ بسیاری.
آن زن شلاق زد، بر خطبه های ریا.
آن زن شلاق زد، بر طنزِ کرسی های آزاد اندیشی.
آن زن شلاق زد، بر منبرهای شیطان.
آن زن شلاق زد، بر تریبون های حقیر.
.
.
پرده سوم
ندا آقاسلطان، سمیه توحیدلو.
دو زن، از دو فرهنگ بسیار متفاوت از هم. شاید از دو سیاره ی جدا.
با این همه
هر دو چنین شدند که میدانیم.
تحت یک ستم قرار میگیرند، که بلند بلند فریاد کرده باشند، شعاع ِ ستم پیشه گی تا کجاست؟
این رنگارنگی چقدر گفتنی ها دارد.
این هر دو مورد ستم واقع شده چه پیامها که ندارند.
.
.
بعد نوشت: سمیه توحیدلو در فیسبوک خود نوشته که "اجرای حکم، نمادین بوده و چیزهایی هست که هنوز نگفته، خواسته اند تحقیرش کنند، بشکنندش!"
کشیدنِ دردی و یا ماندن ردی به یادگار، به گمانم چیزی را عوض نمیکند. سیستم ِ حاکم دوست داشته به او شلاق بزند، چه بر تنش چه بر دلش، بر حرمتش! هرچه هست، دلیلی جز "سمیه توحیدلو" بودنِ او نداشته اند برای شلاق زدن! همین است که نمادین بودن حکم هم چیزی را عوض نمیکند! رد و دردِ شلاق تنها و تنها بخش کوچکی از "پدیده ی شلاق" بر کسی مانند اوست!
کشیدنِ دردی و یا ماندن ردی به یادگار، به گمانم چیزی را عوض نمیکند. سیستم ِ حاکم دوست داشته به او شلاق بزند، چه بر تنش چه بر دلش، بر حرمتش! هرچه هست، دلیلی جز "سمیه توحیدلو" بودنِ او نداشته اند برای شلاق زدن! همین است که نمادین بودن حکم هم چیزی را عوض نمیکند! رد و دردِ شلاق تنها و تنها بخش کوچکی از "پدیده ی شلاق" بر کسی مانند اوست!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر