کاش بود و می دید

اینجا نمای ِ یکی از حیاطهای واتیکان است. در میانه ی حیاط  دو کره ی برنزی در هم فرو رفته با طراحی زیبا وجود دارد. 


کره بیرونی متحرک است و میچرخد، در حالی که کره درونی ثابت است، یکی از دیدنی های پرشمار واتیکان. دور آن جمع میشوند و تماشا میکنند. نمی دانم ذهن مردم هنگام تماشای آن به کجا میرود. تفسیری هست که میگوید آن کره ی ثابت، نماد ثابت بودن مسیحیت در قبال چرخش روزمره و زمان است. 


 با دوستان کره را نگاه میکنیم و عکس میگیریم، سفر میکنم به دادگاه ِ گالیله، خودش میشود مخاطب من، زیر زبان برایش میگویم: کاش بودی و میدیدی روزگار چه بازیها که ندارد، بودی و می دیدی سالها پس از تو، سالها پس از آن دادگاهی مضحک، سالها پس از آن تاریکی ها، امروز، در واتیکان، مقر اصلی مسیحیان دنیا، در مرکز یکی از حیاطها، نمادی طراحی شده که زمین را نشان میدهد، هم گرد است، آنگونه که تو میگفتی، هم میچرخد، باز آن گونه که تو میگفتی! گویی در قلب آنها نفوذ کرده ای! همانها که به اعترافت واداشته بودند! کاش بودی و می دیدی!
امروز همه خوب میتوانند آن روزها را قضاوت کنند. هم تو را، هم کلیسای آن دوره را...


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر